همه چی یاب mohsen20.ir
همه چی یاب mohsen20.ir
دانلود آهنگ جدید+طنز+جک+اس ام اس جدید+دانلود برنامه موبایل و کامپیوتر+شعر طنز+مدل لباس+عکس های جالب و طنز+

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

تفاوت مدار استاد با مدار دانشجویان



فرق دانشجوهای الان و قدیم

اس ام اس طنز باحال

ﺧﺒﺮ ﻓﻮﺭﯼ
ﺷﺮﮐﺖ ﺟﯽ ﺍﻝ ﺍﯾﮑﺲ ﮐﺸﻮﺭ آﻣﺮﯾﮑﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻟﯿﺴﺖ ﺗﺤﺮﯾﻢ های ﺧﻮﺩ ﺧﺎﺭﺝ ﮐﺮﺩ!
ﺍﮐﻨﻮﻥ آﻣﺮﯾﮑﺎیی ها ﻫﻢ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﮔﻮﺷﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺯ ﺟﯿﺐ ﺩﺭﺁﻭﺭﻧﺪ!

 

 

ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻧﺘﺎﻧﯿﺎﻫﻮ ﺑﻪ ﺍﻭﺑﺎﻣﺎ :

خیلی خری......بای

 

 

مسئله هسته‌ای داره فرهنگ مردم هم عوض می‌کنه!

به دوستم میگم خواستگاری‌ات چطور پیش رفت؟

میگه: پیشرفتهای مهمی حاصل شده ولی هنوز ابهامات زیادی باقی مانده!

 

 

امروز با نامزدم رفتم رستوران

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

شوخی کردم بابا خودکشی لازم نیس.

یه نفس عمیق …. من هنوز مجردم خیالتون راحت باشه

 

 

حیف که ثروت ندارم...
.
.
.
.
.
.
.
.
وگرنه مشتمو میکوبیدم به دیوار و میگفتم:
حاضرم همه ثروتم رو بدم فقط یه لحظه آرامش داشته باشم.
خیلی باکلاسه لامصب

 

 

چـن وقت وقـتـی نـنـم بـرنـج هـنـدی درسـت مـیـکـرد داداشـم بـعـد غـذا پـا مـیـشـد هـمـمـون رو مـیـگـرفـت بـه بـاد مـشـت و لـگـد :-P 
چـن وقـتـم بـرنـج پـاکـسـتـانـی درسـت مـیـکـرد داداش هـر دقـیـقـه پـا مـیـشـد خـودشـو مـنـفـجـر کـنـه D:
خـدارو شـکـر از وقـتـی بـرنـج ایـرانـی مـیـخـوره مـشـت و لـگـد و انـفـجـارو فـرامـوش کـرده ، زده تـو کـار اخـتـلاس

 

 

عآغا یه جوری میگن پول میخای چیکار؟
تنت سلامت 
که انگار همه این پولدارا قطع نخاع هستن!!!
والا!!!

 

 

 

 

 

ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﻢ ﺑﺘﻮﻧﻦ ﺑﺮﻥ ﻭﺭﺯﺷﮕﺎﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﺎﺯﯼ

 

 

 

ﺗﯿﻢ ﻣﻠﯽ ﮐﺸﻮﺭﺷﻮﻥ ﺭﻭﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﻨﻦ

 

 

 

ﻣﺎ ﻫﻢ ﺍﯾﻦ ﻭﺳﻂ ﯾﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎﺷﻤﺎﺭﻩ ﺑﺪﯾﻢ

دخترها در مدرسه (عكس طنز)

تلفظ صحیح چهارمین روز هفته؟

تلفظ صحیح چهارمین روز هفته کدام است ؟

چارشنبه؟

چاهارشنبه؟

چهارشنبه؟

هیچکدوم نیست عزیزم، سه شنبه صحیح است .

حتما دانشجو هم هستی :|  ! 

چه چیزهایی بخوریم و چه چیزهایی نخوریم/ رژیم های صحیح تغذیه ای


1- مصرف نکردن شکر و شیرینی جات قنادی/ كه با توجه به اینكه استفاده از روغن های چند بار مصرف شده و همچنین استفاده از بكینكپودر و... در قنادی ها زیاد می باشد مصرف كلیه این مواد و خوراكی ها بخصوص شیرینی تر اكیدا ممنوع.
2- نخوردن خوراکی هایی که از آرد سفید تهیه شده/ 
3- پرهیز از غذاهای خیلی سرخ شده و خیلی پخته و یا فریز شده و مانده.
4- نخوردن مایعات همراه غذا/ تا نیم ساعت قبل غذا و دو نیم ساعت پس از غذا.
5- انجام ورزش روزانه
6-پرهیز اکید از سوسیس و کالباس و فست فودها
7- تا حد ممکن پرهیز از هرچیز خوردنی که در سوپر مارکت ها می فروشند مثل كنسروها و رب كه هیچ فایده غذایی نداره و حتی مضر هم هست چرا كه گوجه فرنگی در دمای بالای 100 درجه هیچ خاصیتی رو نمیتونه انتقال بده و همچنین استفاده از ظروف آلومینیومی هنگام تولید رب باعث اضافه شدن آلومینیوم به رب میشود.
8- صبح ها بعد از بیدار شدن از خواب، 1 تا دو لیوان آب ولرم نوشیدن.
9- عدم مصرف نوشیدنی های گازدار
10- مصرف انواع ادویه ها، سبزیجات، پودر سبوس دوم برنج، انواع دم نوش های سنتی ایرانی.

تهیه شده از سخنان استاد جمشید خدادادی

ویژگی های زبان و گویش سمنانی

به نام خداوند جان و خرد
پیشگفتار
گویش سمنانی با ویژگیهای کهن خود از جایگاهی والا در بین گویشهای ایرانی برخوردار است و شاید بتوان گفت تعداد گویشهایی که قدمت و اصالت آنها با گویش سمنانی برابر و یا از آن کهن تر باشد بسیار اندک است.
پژوهشهای انجام شده بیانگر آن است که گویش سمنانی با توجه به ویژگیهای آوایی و دستوری آن از زبانهای ایرانی دوره میانه، یعنی زبانهای پارتی(پهلوی اشکانی) و پارسی میانه(پهلوی ساسانی) که حدود ۹۰۰ سال,از سال ۲۵۰ پیش از میلاد تا ۶۵۰ میلادی زبان رسمی ایران بوده اند، کهن تر است و از این رو می‌توان آن را حد فاصل بین زبانهای باستانی یعنی زبانهای اوستایی، مادی و پارسی باستان و زبانهای دوره میانه دانست و پیشینه ای بیش از ۲۲۵۰ سال برای آن قایل شد.
همین ویژگی باعث شده است که گویش سمنانی از حدود ۱۵۰ سال پیش یعنی از سال ۱۸۵۸ میلادی(۱۲۳۷ خورشیدی) مورد توجه شرق شناسان قرار گیرد و جای تأسف است که تعداد محققان خارجی که به تحقیق در این گویش پرداخته اند بیش از پژوهشگران ایرانی است.
شگفتا! دیر زمانی است که درباره گویش سمنانی چشم به مطالعات و نوشته های خارجیان دوخته ایم،‌حال آنکه هیچ پژوهنده بیگانه را توان آن نیست که چون ایرانیان و بویژه سمنانیان در زبان و فرهنگ این سامان پژوهش کند.
از بین دانشمندان خارجی که تا کنون به پژوهش در گویش سمنانی پرداخته اند، آرتور کریستن سن،‌ شرق شناس دانمارکی و ژرژ مرگن اشتیرنه زبان شناس نروژی،‌ جایگاه ویژه ای دارند.
آرتور کریستن سن Arthur Christensen طی سفری که در سال ۱۹۱۴ به ایران نمود یک هفته در سمنان اقامت کرد و با کمک گرفتن از میرزا حاج آقا جامی یکی از منشی های حاج حشمت لشکر,نایب الحکومه سمنان به گردآوری واژه ها و بررسی قواعد دستوری گویش سمنانی پرداخت و نتیجه مطالعات خود را در رساله ای به زبان فرانسه باعنوان «بررسی اجمالی قواعد دستوری سمنانی»[۱] در سال ۱۹۱۵ در کپنهاگ پایتخت دانمارک به چاپ رسانید. این رساله دارای ۷۶ صفحه است و تا زمان تألیف یعنی سال ۱۲۹۴ خورشیدی جامع ترین اثر تحقیقی درباره گویش سمنانی بوده است. با وجود این دارای اشکالات و اشتباهات فاحش بویژه در مورد مصادر و صرف افعال و حتی تلفظ درست واژه ها می باشد و به نظر می رسد علت این امر آن باشد که ظاهراً میرزا حاج آقا جامی همان گونه که از نامش پیداست اهل جام (از دهستان علا واقع در ۵۱ کیلومتری شمال خاوری سمنان)[۲] و فارسی زبان بوده و تسلط کاملی بر سمنانی نداشته و در مواردی نیز کریستن سن نتوانسته است خواسته های خود را به طور دقیق به او منتقل کند.
کریستن سن در مقدمه رساله خود به این مطلب اشاره کرده است که : «در بررسی زبان شناسی ایرانی، تحقیق در گویشهای مختلف از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در زبان فارسی،‌ بسیاری از واژه های قدیم ایران از بین رفته و جای آن را واژه های عربی گرفته است و با وجود آنکه تحقیقات جدیدی که در آسیای میانه صورت گرفته نتایج درخشانی داشته است، ‌با این همه آشنایی ما به زبانهای باستانی ایران مختصر است و درآن جای خالی بسیار وجود دارد و برای پر کردن آن باید از تحقیق درباره گویشهای زنده، تا حدی که امکان دارد، بهره گرفت.»
کریستن سن در دنباله مطلب می نویسد: «گویش سمنانی یکی از گویشهایی است که کمتر جلب توجه دانشمندان اروپایی را کرده است. این گویش چنان با سایر گویشهای ایرانی تفاوت دارد که ایرانیان می‌گویند می‌توانیم بدون تحصیل و اطلاع قبلی تمام گویشهای ایرانی مانند مازندرانی و گیلکی و غیره را بفهمیم، اما وقتی اهل سمنان به زبان خود سخن می‌گویند،‌ مطلقاً از آن چیزی در نمی یابیم.»
کریستن سن پس از اشاره به مطالعات ناکافی محققان خارجی پیشین از جمله هوتوم شیندلر Houtum Schindler ، دُرن B.Dorn ، جیمز باست M.James Bassett ، کری M.A.Querry و بریکتو M.Bricteux به تشریح دشواریهای کسب اطلاعات از میرزا حاج آقا جامی پرداخته و همچنین به مشکلات ثبت دقیق واژه ها اشاره کرده و نوشته است:
«من در ثبت دقیق حروف صامت با هیچ گونه دشواری مواجه نبوده‌ام. بر عکس،‌ ثبت حروف مصوت کار دشواری بود. از همان ابتدای بررسی برای صداهای a ، ä ، oe نشانه‌هایی مشخص کردم، ولی گاه تصمیم گیری در گزینش یکی از این نشانه‌ها در حالت مشخصی برایم دشوار بود. همچنین در یادداشتهایم در مواردی آشفتگی در ثبت واژه ها یافتم و مثلاً برای یک واژه یا یک پایانه صرفی، گاهی a و گاهی ä به کار برده بودم وبنابراین لازم بود که کلمات ثبت شده را در سراسر یادداشتهایم با توجه به حالت کلمه یا پایانه مورد نظر در جمله‌ها، جمع آوری و تنظیم نمایم و از روی شباهت طرز نگارش، حروف مصوت را اصلاح و به صورت واحد بنویسم. گاه دچار تردید می شدم که آیا باید a یا ā ، å یا ā˚ ، i یا ī ، u یا ū نوشته شود. حروف مصوت، کشیده (بلند) نبودند، بلکه غالباً نیمه کشیده (نیمه بلند) بودند و جای قرار گرفتن کلمه در عبارت، تاثیر قطعی بر چگونگی تلفظ حرف مصوت داشت. با توجه به این مشکلات و فقدان وسیله کنترل در تنظیم نهایی و قطعی گزارش بررسی گویش سمنانی، متأسفانه باید بگویم که نمی توانم قطعیت مطلق تلفظ حروف را با تمام جزئیات آن تضمین نمایم.»
کریستن سن به طور مشخص به قواعد دستوری توجه داشته است، اما واژه‌نامه‌ای شامل ۳۸۹ واژه و چند متن کوتاه را نیز در رساله خود آورده است.
ژرژ مرگن اشتیرنه Georg Morgenstierne زبان شناس نروژی دو بار در سالهای ۱۹۵۴ میلادی ( ۱۳۳۳ خورشیدی) و ۱۹۵۷ میلادی (۱۳۳۶ خورشیدی) به سمنان سفر کرد. وی با آقایان محمدعلی واعظیان و علی محمد پیمان یغمایی که درآن زمان ۶۵ ساله بود، مصاحبه و اطلاعات مورد نیاز خود را گردآوری نمود. او مطالعه خود را بیشتر بر روی نحوه تلفظ و همچنین گردآوری چند متن و شعر سمنانی متمرکز نمود و ضمناً واژه‌نامه کوتاهی شامل ۹۳ واژه نیز تنظیم کرد.
ژرژ مرگن اشتیرنه نتیجه مطالعات خود را در رساله‌ای با عنوان «یادداشتهای پراکنده درباره لهجه های ایرانی»[۳] که بخشی ازآن به گویش منطقه سمنان مربوط می شود به زبان انگلیسی منتشر نمود.
از پژوهندگان ایرانی که در زمینه گویش سمنانی به تحقیق پرداخته‌اند نیز چند کتاب ارزشمند و ماندگار به یادگار مانده است:
۱- استاد و پژوهشگر گرانقدر جناب آقای دکتر منوچهر ستوده از سال ۱۳۲۵ به گردآوری واژه‌های منطقه سمنان و نیز ضرب المثل‌های سمنانی همت گماشت. ایشان پس از چند بار مسافرت به سمنان نتیجه مطالعات خود را در دو کتاب منتشر نمودند:
الف- فرهنگ سمنانی، سرخه ای، لاسگردی، سنگسری، شهمیرزادی که توسط انتشارات دانشگاه تهران در سال ۱۳۴۲ منتشر شد.
ب- فرهنگ سمنانی: امثال و اصطلاحات و اشعار که توسط مرکز مردم‌شناسی وزارت فرهنگ و هنر در سال ۱۳۵۶ به چاپ رسید.
دکتر ستوده در کتاب نخست ۷۷۵۵ واژه سمنانی، سرخه ای، لاسگردی، سنگسری و شهمیرزادی را گردآوری و به صورت واژه‌نامه‌ای تطبیقی تنظیم نموده است که از این تعداد ۲۶۹۲ واژه سمنانی و ۵۰۶۳ واژه مربوط به سایر گویشهای منطقه سمنان می‌باشد. ایشان در تهیه این فرهنگ از همکاری آقایان سید کاظم شریعت پناهی، دکتر سید ابوالفضل معتمد هاشمی، میرزا احمدخان نیّری، سید محمد مشیری، رضا پیوندی، نصرالله اقوامی، علی صحت، محمد علی سامانی، ابوالحسن پیوندی، سید علی اصغر صفا، سید حسن صالحی، حسن طیاری، علینقی محبوبی و حسین نجاتی سود جسته اند.
کتاب دوم ایشان منحصراً به ضرب المثل ها و اصطلاحات و چند قطعه از اشعار میرزا نعیما، شیخ محمد فانی و ادیب هاشمی اختصاص دارد.
۲- آقای دکتر محمدرضا مجیدی در سال ۱۹۷۹ میلادی (۱۳۵۸ خورشیدی) پایان نامه دکتری خود را در رشته زبان‌شناسی از دانشگاه هامبورگ با عنوان «توصیف ساختاری گویشهای ایرانی- شهر سمنان»[۴] در ۲۱۱ صفحه به زبان آلمانی تهیه و منتشر نمود. در این پایان‌نامه، همان گونه که از عنوانش بر می‌آید، ساختار گویش سمنانی از جمله چگونگی حروف صامت و مصوت، شکل‌شناسی اصوات و مطالب دستوری مورد بررسی قرار گرفته و چند متن سمنانی نیز در پایان کتاب درج شده است.
۳- آقای محمد احمد پناهی کتاب «فرهنگ سمنانی، شرح حال و نمونه آثار محلی شاعران در گویش سمنانی» را در سال ۱۳۶۶ و کتاب «آداب و رسوم مردم سمنان» مثل ها افسانه ها، لطیفه ها، باورهای عامه،‌ حرف و فنون سنتی» را در سال ۱۳۷۴ منتشر نموده است.
۴- آقای محمدعلی پیمان یغمایی، دیوان اشعار خود را در سال ۱۳۳۵ منتشر نمود که حاوی اشعار فارسی و سمنانی وی است.
۵- آقای نصرت الله نوحیان (نوح) کتاب «ننین هکاتی» (حرفهای ننه) را در سال ۱۳۸۰ به چاپ رسانید. این کتاب مجموعه اشعار نوح در گویش سمنانی است.
۶- آقای محمدحسن جواهری، مجموعه‌های شعری «سورخه ولین یادیگار» (یادگار گل سرخ) ۱۳۷۰ و «ترانه‌های کوچه‌ساران»، حاوی مردم سروده‌های سمنانی و ضرب المثل‌ها ۱۳۷۷ و «سونا» (فصل زایش) را به گویش سمنانی ۱۳۸۳ و «در سکوت نازک شب» ۱۳۸۱ را به زبان فارسی منتشر نمود که در کتاب اخیر شعری سمنانی با عنوان «مرینه» (نهالی که از نشای شاخه‌های جوان تاک می‌روید) درج نموده است.
۷- دکتر جامی شکیبی گیلانی رساله ای به نام the semnani dialect به زبان انگلیسی تنظیم کرده است.
همچنین برخی از شاعران سمنانی ، علاوه بر شعر فارسی به سرودن اشعار در گویش سمنانی نیز پرداخته‌اند که نمونه‌هایی از اشعار آنان در کتاب «فرهنگ سمنانی» تألیف آقای محمد احمد پناهی به چاپ رسیده است.
دکتر ستوده در پیشگفتار کتاب «فرهنگ سمنانی، . . .» می نویسد:
«کاروانی که به قصد خراسان از ری قدیم بیرون می‌رفت پس از گذشتن از حاشیه شمالی دشت ورامین به سر دره خوار می‌رسید و بعد از پیمودن دشت خوار و رسیدن به سامان شرقی آن در بخش جغرافیایی «کومش» قدم می‌گذاشت و تا حدود شرقی بسطام در این بخش راه می‌پیمود.
کومش که جغرافی‌نویسان عرب آن را «قومس» می‌خواندند، باریکه‌ای است از آبادانی که شمالش آخرین رشته‌های جنوبی البرز و جنوبش حاشیه شمالی کویر مرکزی ایران است. راه خراسان از قدیم‌ترین ایام تا امروز از جنوب غربی این بخش به شمال شرقی آن ادامه دارد و کسانی که این راه را می‌پیمایند به ترتیب از قشلاق (مرکز خوار)، ده نمک، عبدل آباد، لاسگرد، سرخه، سمنان، آهوان، قوشه، دولت آباد، دامغان، مهماندوست، ده ملّا می‌گذرند و به بسطام (امروز به شاهرود) می‌رسند.
اگر رهگذری به لهجه‌های محلی این آبادیها گوش فرا دهد، متوجه خواهد شد که زبان ساکنان جنوب غربی این بخش به زبان مردم ری نزدیک است و زبان اهالی شمال شرقی آن با زبان مردم خراسان بیشتر ارتباط دارد و فقط اهالی سمنان و دهات اطراف آن لهجه‌ای مشخص دارند که نه تنها از نظر تلفظ، ‌بلکه از لحاظ اشتقاق و ریشه‌شناسی هیچ گونه شباهتی میان لهجه ایشان و لهجه همسایگانشان نیست. نگارنده این منطقه را «جزیره لهجه‌های سمنان» خوانده است و معتقد است که این سرزمین کانون یکی از لهجه‌های اصیل ایران است.
اگر شهر سمنان را مرکز این لهجه بدانیم، سرخه در چهار فرسنگی مغرب سمنان و لاسگرد در دو فرسنگی مغرب سرخه و این هر دو بر سر راه خراسان قرار دارند. افتر و اروانه از آبادیهای شمالی سرخه و دوروان، ‌ایج، ‌امامزاده عبدالله، امامزاده محمد زید و جوین جزء آبادیهای شمالی لاسگرد به شمارند. سنگسر در سه فرسنگی شمال سمنان و شهمیرزاد در نیم فرسنگی شمال سنگسر است. بیابانک و رکن‌آباد و صوفی‌آباد و خیرآباد از آبادیهای جنوبی سمنان‌اند و لهجه ساکنان این چهار قریه با لهجه مردم سمنان اختلاف فاحشی ندارد. طالب آباد و درگزین هم از آبادیهای شمال سمنان هستند و در همین «جزیره لهجه» قرار می گیرند . . .»
استاد ستوده در پایان پیشگفتار کتاب آورده اند:
«چند تن از مستشرقان از سالهای پیش به مطالعه لهجه‌های سمنان و اطراف آن پرداخته‌اند . . . این نوع مطالعات شاید از نظر طبقه‌بندی کردن لهجه‌ها مفید باشد ولی هیچ یک از آنان کار یک لهجه را یکسره تمام نکرده است و پرونده آن را نبسته است.»[۵]
در دفتری که پیش روی خوانندگان گرامی قرار دارد، کوشیده‌ایم به بخشی از آرزوی استاد دکتر ستوده جامه عمل بپوشانیم و دست کم کار گردآوری واژه‌های سمنانی را به اتمام برسانیم و پرونده آن را ببندیم و اگر روزگار امان دهد به بخش دیگر یعنی «قواعد دستوری گویش سمنانی» بپردازیم. به فرموده حکیم دانا و فرزانه توس، ‌فردوسی بزرگ:
همی خواهم از داور کردگـــار که چندان امان یابم از روزگار
کزین نامـــة نامــــور باســـتان بمانم به گیتی یکی داستــــان

به امید آن روز.
________________________________________
[۱] – Le dialecte de sämnān, Essai d’une grammaire Sämnanie, avec un vocabulaire et quelques textes
[2] – عبد الرفیع حقیقت – تاریخ قومس- ص۲۵۲
[۳] – Georg Morgenstierne, stray notes on Persian dialects
[4] – Mohammed – Reza Majidi, Strukturelle Beschreibung des iranischen Dialekts der Stadt Semnan
[5] – دکتر منوچهر ستوده – فرهنگ سمنانی،‌. . . – ص یک تا پنج
منبع : سایت سمنانی ها

http://www.semnaniha.ir

درمان بواسیر

بَواسیر (به انگلیسی: Hemorrhoid) نوعی واریس رگ‌های مقعدی (سیاهرگ) است.
بواسیر شایعترین بیماری مقعد است. احتمالاً نیمی از افراد تا سن پنجاه سال، به بواسیر دچارمی‌شوند. بواسیرها ناشی از گرفتاری سیاهرگ‌های ناحیه مقعدی هستند. اگر به هر علتی، فشار بیش از حد به پایین راست روده (رکتوم) و ناحیه مقعدی وارد شود، به طور غیرطبیعی این سیاهرگ‌ها متورم می‌شوند. فشار زیاد، ممکن است به علت وارد آمدن فشار مکرر به سیاهرگ‌های مقعد یا راست روده عوامل افزایش دهنده خطر، رژیم غذایی بدون فیبر، نشستن یا ایستادن به مدت‌طولانی، چاقی، یبوست، کم‌شدن توان عضلانی در سنین بالا، جراحی راست روده یا پارگی مجرای تناسلی به هنگام زایمان و دوختن آن، بیماری کبدی، سرطان روده بزرگ، سکس مقعدی، بالا بردن فشار خون در سیستم سیاهرگی دستگاه گوارشباشد. بواسیرهای خارجی به صورت توده نرم و متورم و یا توده سفت در اطراف ناحیه مقعدی ظاهر می‌شوند بواسیرهای داخلی در داخل کانال مقعدی ایجاد می‌شوند.

علائم:
شایعترین علایم بواسیر شامل خارش و خونریزی، بیرون افتادگی و درد است. خونریزی اغلب به دنبال دفع پیخال(مدفوع)اتفاق می‌افتد. بواسیرها ممکن است افتادگی پیدا کنند (به بیرون لغزیدن) و از طریق مقعد بیرون بزنند. درد در طی حرکات روده یا بعد از تحرک بواسیرها اتفاق می‌افتد. در خیلی از موارد علایم در عرض چند روز فروکش می‌کند. اگر علایم تداوم داشته باشند بهتر است با پزشک تماس گرفته شود. بر اساس میزان بیرون زدگی عروق متسع گاه هموروئید درجه بندی می‌شود.
پیامبر اکرم(ص) می فرمایند : بواسیر امان است از مالیخولیا ، جنون، سرطان ها، بیماری های پوستی ، خوره و جذام.
بواسیر و خونریزی آن ، راهی است که بدن برای پیشگیری از بسیاری بیماریها انتخاب می کند .خون بواسیری خون بسیار کثیف و ناشی از سودای دم است . سودای دم وقتی رسوب کند آنقدر بیماری زا است که حتی اگر یک قطره آن را در قلبی که در حال تپش باشد بریزید قلب از شدت آلودگی آن از کار می افتد.
کبد تلاش میکند این خون خطرناک را از خودش و از اعضای رئیسه دور کند ، لذا بسوی اندام کم ارزش تر و دردناک تر می فرستد تا انسان زنده بماند ، بله در محلی دردناک میبرد تا انسان را تحریک کند که وضع خطرناک است ! زودتر برو وفکری برای درمان کن !
در حدیث از پیامبر اکرم ( ص) نقل شده که : ((  بواسیر امان است از مالیخولیا ، جنون، سرطان ، سکته ، جذام و پیسی و امثال آن!))
این فرمایش دلسوز امت ، پیامبر گرامی ماست که به ما می فهماند که راه خروج خون بواسیری را با عمل جراحی نبندید بلکه اصل آن را درمان کنید ! اصل آن در کبد است و همان اخلاط اضافی آلوده است که نوع آن اغلب سودای دم بسیار کثیف می باشد.
اظهاراتی که اطباء قدیم و از جمله شیخ الرئیس فرموده اند منطقی و از روی حکمت و عقل می باشد.حتما این اظهارات تاثیر گرفته از احادیث نبوی است ، طب اسلامی بواسیر را خونی آلوده میداند که باید از بدن خارج شود ، بواسیر راه گریزی از بیماری هایی مانند : بیماری های اعصاب ، مالیخولیا ، صرع سوداوی ، باد سرخ ، جوش های جلدی ، سرطان ، اگزما، جرب ، قوبا ، جذام ، ذات الجنب ، ذات الریه ، سرسام و سکته های قلبی و غیره است .
بنابر این کسانی که بدون معالجه ریشه ای باعث بند آمدن خونریزی بواسیر می شوند در حق بیمار ظلم کرده و زمینه بروز انواع بیماری های خطرناک را بر او هموار کرده اند و در عصر ما بیشتر انتقاد ما متوجه اطباء فرنگ رفته است که بی مهابا دستور به عمل جراحی می دهند ، بیمار را از رنج درد و خونریزی می رهانند و ده ها بیماری دیگر از قبیل سرطان کبد و غیره را به او تقدیم می نمایند.ضمن اینکه بیماری بواسیر معمولا پس از جراحی در مدت کوتاهی مجددا بازگشت می کند.
توجه کنید که بواسیر اکثرا از ماده سودائی و خون سودائی و یا خلط سودائی و خونی با هم تولید می شود . ماده بواسیر کمتر بلغمی است . پس قبل از هر چیز باید به اصلاح بدن پرداخت و خون بد و ناپسند را بیرون راند.
اطبا گیاهی هم دقت کنند قبل از پاکسازی بدن از خون و خلط ناپسند اقدام به بستن خونریزی بواسیر با ضمادهای قوی نکنند . این کار اگر چه باعث رضایت و خوشحالی بیمار و احساس غرور در پزشک می شود اما پیامد های آن باعث نگرانی است .
تنها در شرایطی که خون بواسیر باعث ضعف و ناتوانی شدید بیمار شده است باید با ضمادها و دارو های پاشیدنی باعث بند آمدن خون گردید، اما در هر حال باید خون ناپاک و خلط بدجنس از بدن بیمار پاکسازی شود. اگر این پاکسازی بخوبی صورت پذیرد ، نیاز چندانی به داروهای دودکردنی میتوان مانع از عفونت محل بواسیر شد یا اینکه پس از پاکسازی بدن ، زخم های مقاوم بواسیر را باضماد و داروهای موضعی دیگر درمان نمود.
پاکسازی های بواسیر از طریق اسهال دادن ملایم بیمار ، استحمام به موقع و خونگیری بوسیله حجامت و زالو است .

  • درمان بواسیر

برای درمان بواسیر هیچ گاه جراحی را انتخاب نکنید چون بعلاوه مطالب گفته شده در بالا شما کنترل خود را در دفع باد شکم از دست میدهید.

تا ۱۵ روز صبح ناشتا یک روز در میان :
یک روز ۲ لیوان عرق شاهتره را داغ کنید تا به حد جوش برسد ، بلافاصله آن را روی ۳ قاشق غذاخوری خاکشیر که از قبل تمیز کرده اید بریزید و به جای صبحانه میل کنید . و تاظهر هیچ چیز نخورید مگر کمپوت با فرنی  رقیق .
روز بعد ۳ قاشق غذاخوری ترنجبین را در یک ونیم لیوان آب جوش حل کنید و صاف کرده داغ داغ روی ۳ قاشق خاکشیر که از قبل تمییز کرده اید بریزید و به جای صبحانه میل کنید و تاظهر مثل روز قبل عمل نمایید .
بعد از ظهر هم مسهل عام را مصرف کنید البته برای تاثیر بهتر مسهل عام برای بواسیر ، به آن  سه پستان ، آویشن و قدومه از هر کدام ۲۵ گرم  اضافه کنید.

  • خون درمانی

حجامت و زالو درمانی و فصد در درمان بواسیر بسیار مفید و گاه ضروری است بخصوص که همراه با داروهای دیگر درمان بواسیر اعمال گردد. اساسا کسانی که عادت به حجامت و خون دهی از طریق زالو دارند کمتر به بواسیر مبتلا می شوند.
هرگز خونگیری به روش طب غربی مورد نظر ما نیست .
شایان ذکر است این روش بهترین روش در درمان این بیماریست.

  • غذای بیماران بواسیری

باید از خوردن سرخکردنی ، کباب ، گوشت های غلیظ ، گوشت گوساله و گاو ، شیر و آنچه وابسته به شیر است ، سیر و ادویه جات ، سوسیس کالباس ، انواع ساندویچ ها ، شیرینی جات قنادی ، نانی که با جوش  شیرین پخته شده باشد ، آب یخ ، نوشابه ، و هرچیزی که باعث یبوست و سفتی مدفوع شود پرهیز کنند. غذاها باید ملین و نرم کننده باشد .
خوردن  خسیانده ۵ عدد انجیر و ۱۰ عدد آلو بخارا ناشتا بسیار خوب است . سوپ هایی که با سبزیهای گشنیز و برگ چغندر و تره و آلوی بخارا پخته شود در دستور کار قرار گیرد و گوشت فقط آب پز و همراه با مواد فوق پخته شود ، آنهم گوشت مرغ با گوسفند باشد.

  • بخور بواسیر

تخم گشنیز و آویشن و گل ختمی و تخم مرو را با مقداری آب بجوشانید و موضع را مرتب بخور دهید .
قرص بواسیر
هلیله سیاه و هلیله زرد و مصطکی و کندر و ریوند چینی و انزورت و گل سرخ و صبر زرد
داروها را  مساوی بگیرید و بکوبید و نرم کنید و در آب مقل ازرق خمیر کرده و بصورت قرص های یک نخودی خشک کنید
قرص های بواسیر نسخه های متعدد دارد که در کتاب های داروسازی گیاهی موجود میباشد بخصوص قرصی نیز از حضرت امام رضا (ع) نقل شده است که ان بسیار موثر تر است .
و در آخر…

بعد از پاکسازی دو هفته ای با دارو های بالا و انجام حجامت یا زالو درمانی میتوانید خون بواسیر را با دارو بند بیاورید مشروط به این که خونی که خارج میشود خون سیاه و پرماده نباشد  بلکه رقیق و روشن باشد از ترکیب نشستنی زیر استفاده کنید. البته این نشستنی تکمه بواسیر را جمع هم می کند.

پوست انار                    ۱۰۰  گرم
مازو                           ۵۰   گرم
سماق                         ۱۵۰  گرم
تخم گشنیز                    ۳۰ گرم

همه را مخلوط و نیمکوب کرده –  هر شب نصف استکان از مخلوط را با دو لیتر آب بمدت ۱۵ دقیقه بجوشانید سپس صاف کرده با دو استکان سرکه مخلوط کرده بیست دقیقه در آب آن بنشینید بمدت یک تا دو هفته هر شب تکرار کنید.

منبع: شادابطور

معمای انتخاب آرایشگر

معمای اهل منطق, معمای تصویری

یكنفر اهل منطق به شهری وارد شد و تصمیم گرفت نزد سلمانی برود و سر و صورتش را اصلاح كند. آن شهر دو سلمانی بیشتر نداشت. وقتی مرد بسراغ نخستین سلمانی رفت، او را با سر و صورتی آشفته و پرپشت و موهایی ژولیده و نامرتب و هنگامی كه به سراغ دومین سلمانی رفت، او را با موهایی بسیار مرتب و ریشی تراشیده یافت. لذا تصمیم گرفت نزد نخستین سلمانی برود و سر و صورتش را بپیراید. چرا او چنین تصمیمی گرفت؟

◊◊◊

◊◊◊

◊◊◊

◊◊◊

◊◊◊

◊◊◊

◊◊◊

◊◊◊

◊◊◊

◊◊◊

◊◊◊

◊◊◊

زیرا با نگاه كردن به موهای نخستین سلمانی ، فهیمد او توسط دومین سلمانی كه مردی ناشی بوده سلمانی شده است؛ اما سلمانی دوم كه موهایی مرتب و منظم داشته، توسط سلمانی اول اصلاح شده است. بنابراین تصمیم گرفت نزد نخستین سلمانی برود و چون شنیده بود سلمانی ها وقتی بیكار می شوند، سر یكدیگر را اصلاح می كنند.


اعترافات جالب و خنده دار (11)

 مطالب طنز و خنده دار, اعــــتراف میکــــنم

 اعتراف می کنم امروز داشتم دانلود می کردم
دیدم سرعت داره همینطور زیاد می شه تا سرعت به یک مگ رسید
داشتم سکته می کردم که یه مرتبه...
دیدم دارم حجم دانلود شده رو نگا می کنم

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

 اعتراف میکنم دیروز ماشین بابامو بردم تو شهر۴۰ هزارتومن جریمه شدم
بعد ظهرش بابام ماشینو برد تو شهر ۴۰ هزار تومن جریمه شده بود
مدیوننین اگه فکر کنیین من اون قبضو گذاشتم براش

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

اعتراف میکنم هر وقت که خودکار جدید خریدم انگیزم واس نوشتن بیشتر شده...
شما هم مثل من هستین؟؟

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

 اعتراف میکنم اون زمونا که از این نوشابه شیشه ای ها بود
یه روز خواستم یه شیشه که اضافه اومده بود رو بذارم تو در یخچال دیدم بلنده و جا نمی شه
درش آوردم یه کمش رو خوردم دوباره گذاشتم
و در کمال تعجب دیدم نه بازم جا نمی شه!

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

 اعتراف میکنم چند روز پیش فهمیدم زی زی گولو نمیگفته :
زی زی گوله تا به تا،می گفته: درازکوتاه تا به تا!!
اصلا بغض تو چشمام حلقه زد!
اصلا یه شکستی خوردم کمرم شکست!

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

اعتراف میکنم که:
وقتی که کوچولو بودم میترسیدم تو کامپیوتر موزیک ویدیو نگاه کنم !
اخه فکر میکردم الان خواننده منو میبینه!!!
خو دیوونه ام دیگه
چیه خل و چل ندیدی؟؟

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

ﺍﻣﺮﻭﺭ ﺗﻮ ﻣﺤﻠﻤﻮﻥ ﯾﻪ ﭘﻮﺭﺷﻪ ﺧﻮﺵ ﺭﻧﮓ ﭘﺎﺭﮎ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﺟﺎﺗﻮﻥ ﺧﺎﻟﯽ
ﮐﻮﺩﮎ ﻋﻘﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺧﻂ ﺧﻄﯿﺶ ﮐﻦ
ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ : خاک برمخت,ﻧﺪﯾﺪ ﺑﺪﯾﺪﺍ ﺍﯾﻦﮐﺎﺭﻭ ﻣﯿﮑﻨﻦ
ﮐﻮﺩﮎ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺍﻟﺤﺴﻮﺩ, ﻻ ﯾﺴﻮﺩ,لامرض
هیچى دیگه ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ باهم ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺑﻮﺩﻥ
که یهو ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ﺧﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﯾﻪ ﻟﮕﺪ ﺑﻬﺶ ﺯﺩ ﺻﺪﺍﺵﺩﺭ ﺍﻭﻣﺪ ﮐﻠﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪیم فرار کردیم!!

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

اعتراف می کنم بچه که بودم فکر می کردم
این برچسب های تبلیغاتی که روی در خونه ها می چسبونن
یه چیزی توی مایه مدال ژنرالهاست و هر کی بیشتر داشته باشه وضعش بهتره
هی می رفتم برچسب همسایه ها رو می شمردم که یه وقت اضافه تر از ما نباشه !!!

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

 اعتراف میکنم از وقتی که رمز دوم عابر بانک بابام روفهمیدم
دیگه یه کارت شارژ نخریدم هیچ دارم پول تو جیبی هامم پس انداز میکنم

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

یه مدت جوگیر شده بودم جلو بابام پامو دراز نمیکردم
یه کم که با خودم فکر کردم دیدم قدیما خیلی کارا میکردن
ولی با پیشرفت علم دیگه اون کارارو نمیکن

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

یکی از بزرگترین آرزوهای من در دوران تحصیل :
کاش فردا بارون نیاد، آخه ما ورزش داریم...

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

اعتراف میکنم خیلی پیش بود خودمو به سرماخوردگی زدم که مدرسه نرم...
اما من هنوز موندم اون دکتری که منو معاینه می کرد و می گفت :
مریضی و چند جور قرص و دوا می نوشت تا خوب بشم
مدرکشو از کجا گرفته بود!

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم با داداشم توپ پلاستیکی رو که به زور واسم خریده بودن پاره کردیم ببینیم توش چه شکلیه !!!

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

 بچه که بودم وقتی کیوی میخوردم به اون قسمت وسطش که زرده می گفتم این موزه
بعد با کلی کشمکش با آبجی و داداش نصیبم می شد با ولع میخوردمش!!!!
خو چیه؟؟!!بچه بودم دااا!!

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

اعــــتراف میکــــنم وقتـــی بچـــه بــــودم انــــقده حســـودیـــم مـــیشد بـــه اون بچـه هایی
کـــه بلـــد بـــودن بـــا دوتـــا انگـــشتاشون ســــوت بزنـــن^

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

 اعتراف میکنم بچه بودم وقتی بارون میومد تو راه برگشت از مدرسه
با چکمه هام از جاهایی رد میشدم که آب بیشتری جمع شده بود
کلی هم ذوق میکردم که پاهام خیس نمیشه…
عجب روزایی بود..

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

ﻣﻦ ﺗﺎ ﺳﻮﻡ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ :
ﻣﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﯾﻪ ﻣﺴﻮﺍﮎ ﭼﺎﺭ ﭘﻨﺞ ﺗﺎ ﻣﺴﻮﺍﮎ ﺩﺍﺭﯾﻢ
ﻭﻫﺮ ﺷﺐ ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﺪﻭﻡ ﺩﻟﻢ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﻣﺴﻮﺍﮎ ﺑﺰﻧﻢ !

 

◊◊◊◊◊◊◊◊◊ اعترافات خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊◊

 

اعتراف می کنم سوم ابتدایی که بودم وقتی قرار بود سر کلاس مشق بنویسیم
دستمو خودکاری می کردم و به معلمم می گفتم خانم دستم خون اومده نمیتونم بنویسم
معلمم می گفت باشه ننویس
گودزیلایی بودمااا
ولی خدایی معلم هیچوقت به روم نیورد.

 
  • تعداد صفحات :135
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وبلاگ

مدیر سایت : مدیر سایت محسن

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

My title page contents